خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که از رنج‌ها و ناکامی‌های زندگی سخن می‌گوید. شاعر از از دست دادن عزیزان (راشد و صالح) و سختی‌های روزگار می‌نالد. او از بی‌عدالتی‌های زمانه و تأثیر منفی آن بر زندگی خود و دیگران شکایت دارد. متن همچنین به از دست دادن امکانات مادی و جایگاه اجتماعی اشاره می‌کند و احساس غم و اندوه عمیق شاعر را بیان می‌کند.

متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است و درک کامل آن نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، موضوعات غم‌انگیز و پرداختن به مرگ و ناکامی‌های زندگی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

مشاهده کامل

شمارهٔ ۲۳ - مرثیت

راشد از رشد روزگار نیافت
رشد از اینگونه بس فراوان کرد ۱

تن او را که جان دانش بود
فلک جان ربای بی جان کرد ۲

گوهری بود رشکش آمد ازو
در دل خاک از آتش پنهان کرد ۳

ای برادر چگونه شرح دهیم
آنچه بر ما سپهر گردان کرد ۴

هر زیارت ز مال و جاه که بود
ما دو تن را به قهر نقصان کرد ۵

دل ما خود ز حبس بریان بود
دیده ما ز درد گریان بود ۶

صالحی داشتم که شیر نکرد
آنچه او سالها به میدان کرد ۷

چون همی دید کار من دشوار
کار خود را به مرگ آسان کرد ۸

راشدی داشتی تو فرزندی
که همه کار تو به سامان کرد ۹

در ربودش ز تو زمانه دون
تا تو را مستمند و حیران کرد ۱۰

بد نیارست کرد چرخ بدو
تا تو را در نهفته زندان کرد ۱۱

زانکه دانست کاین چنین فعلی
با تو جز پای بسته نتوان کرد ۱۲

تو بر آن راشد آن جزع کردی
که همه کس حکایت آن کرد ۱۳

داستانی شد آنچه بر صالح
باز مسعود سعد سلمان کرد ۱۴
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) قالب: قطعه تعداد ابیات: ۱۴ ۴۲۲
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شمارهٔ ۲۲ - موعظه
گوهر بعدی:شمارهٔ ۲۴ - ستایش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.