خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن بیانگر درد و رنج شاعر از غم و مشکلات زندگی است. او از بی‌عدالتی و ستم دیگران شکایت دارد و به ناتوانی خود در برابر تقدیر اشاره می‌کند. در بخشی از متن، شاعر به ستایش خواجه بونصر پارسی می‌پردازد و فضایل او را برمی‌شمارد. در نهایت، شاعر به ناپایداری دنیا و وجود اشاره می‌کند و آرزوی اقبال در پرستش حق را دارد.

متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر دشوار می‌باشد. همچنین، بیان درد و رنج و ناامیدی موجود در متن ممکن است برای سنین پایین‌تر مناسب نباشد.

مشاهده کامل

شمارهٔ ۲۹ - در مدح ابونصر پارسی و شرح گرفتاری

از پس من غمست و پیش غم است
ز بر من نمست و زیر نم است ۱

این دل بسته خسته درد است
وین تن خسته بسته الم است ۲

عجبا هر چه بیش می نالم
مرمرا رنج بیش و صبر کم است ۳

بی شمار انده است بر من جمع
این بلا بین کزین شمرده دم است ۴

آتش طبع و دود نیاز
همه از پخت دوزخ شکم است ۵

به فزازنده سپهر بلند
وین شگفت این بزرگتر قسم است ۶

که همه وجه بر من مسکین
از همه کس تعدی و ستم است ۷

چه توان کرد کانچه بود و بود
بوده حکم و رفته قلم است ۸

قصه خویش چند پردازم
به کریمی که صورت کرم است ۹

خواجه بونصر پارسی که چو مهر
به همه فضل در جهان علم است ۱۰

در هنر تاج گوهر عربست
در نسب فخر دوده عجم است ۱۱

کف کافیش بحری از جود است
طبع صافیش گنجی از حکم است ۱۲

در جهانش به مکرمت دست است
بر سپهرش ز مرتبت قدم است ۱۳

رزمش افروخته تر از سقر است
بزمش آراسته تر از ارم است ۱۴

از بد روزگار معصوم است
به بر شهریار محترم است ۱۵

پاسخ من چرا همه لا کرد
چون جواب همه کسش نعم است ۱۶

دل بدان خوش همی کنم کآخر
به حقیقت وجود را عدم است ۱۷

باد اقبال در پرستش او
تاشمن در پرستش صنم است ۱۸
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) قالب: قصیده تعداد ابیات: ۱۸ ۴۹۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شمارهٔ ۲۸ - حسب حال خویش گوید
گوهر بعدی:شمارهٔ ۳۰ - مدیح عبدالحمید بن احمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.