خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از لطف و محبت یار خود قدردانی میکند و بیان میکند که چگونه این محبت باعث امیدواری و شادی در دل او شده است. همچنین، شاعر به فضل و بزرگواری یار خود اشاره کرده و از تأثیر مثبت نامهها و القاب او بر زندگی خود سخن میگوید.
این متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و ادبی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
شمارهٔ ۱۱۹ - کتب الی صدیق ارسل الیه کتابا و هوالشیخ نورالدین بن الشیخ محمود ادام الله برکتهما
با حسن چو لطف یار کردی
ای جان بنگر چه کار کردی ۱
دل را بسخن گشاد دادی
دی را بنفس بهار کردی ۲
با چاکر خرد خود بسی لطف
ای صدر بزرگوار کردی ۳
چون شعر رهی نهان نماند
فضلی که تو آشکار کردی ۴
از وصل بریده بود امیدم
بازم تو امیدوار کردی ۵
از نامه خود طویله در
در گردن روزگار کردی ۶
چون دست عروس نامه یی را
از خامه پر از نگار کردی ۷
زین نامه که دام مرغ روح است
چون من ز غنی شکار کردی ۸
از بهر جمال وصل خود باز
چشم املم چهار کردی ۹
زین چند لقب که حد من نیست
بر مزبله در نثار کردی ۱۰
ای جان بنگر چه کار کردی ۱
دل را بسخن گشاد دادی
دی را بنفس بهار کردی ۲
با چاکر خرد خود بسی لطف
ای صدر بزرگوار کردی ۳
چون شعر رهی نهان نماند
فضلی که تو آشکار کردی ۴
از وصل بریده بود امیدم
بازم تو امیدوار کردی ۵
از نامه خود طویله در
در گردن روزگار کردی ۶
چون دست عروس نامه یی را
از خامه پر از نگار کردی ۷
زین نامه که دام مرغ روح است
چون من ز غنی شکار کردی ۸
از بهر جمال وصل خود باز
چشم املم چهار کردی ۹
زین چند لقب که حد من نیست
بر مزبله در نثار کردی ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۸ - ای دل بنه سر و مکش از کوی یار پای
گوهر بعدی:شماره ۱۲۰ - ای فرستاده بداعی استری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.