خلاصه و رده‌بندی سنی 15+

شاعر در این شعر به توصیف بهار و نوروز پرداخته و از عشق و فراق سخن می‌گوید. او از زیبایی‌های طبیعت و تأثیر آن بر روح و روان انسان یاد می‌کند و در نهایت، عشق را بالاتر از هر چیز دیگری می‌داند.

مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

مشاهده کامل

شماره ۵۳۷ - بهار آمد و گویی که باد نوروزی

بهار آمد و گویی که باد نوروزی
فشانده مشک بر اطراف باغ پیروزی ۱

کنار جوی چو شد سبز در میان چمن
بیا بگو که چه خواهم من از تو نوروزی ۲

ز وصل شاهد گل گشت ناله بلبل
چو در فراق تو اشعار من بدلسوزی ۳

چه باشد ار تو بدان طلعت جهان افروز
چراغ دولت بیچاره یی برافروزی ۴

بلای عشق تو تا زنده ام نصیب منست
باقتضای اجل منقطع شود روزی ۵

چو هست در حق من اقتضای رای تو بد
مگر که بخت منت می کند بدآموزی ۶

مخواه هیچ به جز عشق سیف فرغانی
که عشق دوست ترا به ز هر چه اندوزی ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۳۶ - اگر چو خسرو و خاقان سزای تاج و سریری
گوهر بعدی:شماره ۵۳۸ - اگر فراق تو زین سان اثر کند روزی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.