خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و دلدادگی خود سخن میگوید و بیان میکند که در هر حالتی، چه در قرب و وصال و چه در دوری و جدایی، از عشق میمیرد. او از درد بیوصالی و شادی قرب مینالد و خود را همچون پروانهای میداند که در آتش عشق میسوزد. شاعر همچنین از ناامیدی و امیدواری در عشق سخن میگوید و در نهایت، آرزوی وصال معشوق را دارد.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد.
شماره ۳۷۹ - چو برقع ز رخ برگشایی بمیرم
چو برقع ز رخ برگشایی بمیرم
وگر رو بمن کم بنمایی بمیرم ۱
ز شادی قرب و ز اندوه دوری
گه از وصل و گاه از جدایی بمیرم ۲
چرا غم که بی روغنم مرگ باشد
و گر روغنم در فزایی بمیرم ۳
تو دام منی من ترا طرفه مرغم
که گر از تو یابم رهایی بمیرم ۴
برافروخت روی تو از حسن شمعی
نمی خواست کاز بی ضیایی بمیرم ۵
زدم بر سر شمع خود را و گفتم
چو پروانه در روشنایی بمیرم ۶
ترا برگ من نی و آگه نه ای زآن
که من بی گل از بی نوایی بمیرم ۷
طبیبی چو تو بر سر من نشسته
نشاید که از بی دوایی بمیرم ۸
چو گربه درین خانه گر ره نیابم
چو سگ بر درش از گدایی بمیرم ۹
در آن بارگه گر بخدمت نشایم
برین در بمدحت سرایی بمیرم ۱۰
چو مجنون اگر وصف لیلی نیابم
سزد گر بلیلی ستایی بمیرم ۱۱
مرا گر ز وصل آن میسر نگردد
که در مسند پادشایی بمیرم ۱۲
نه بیگانه ام همچو سیف این مرا بس
که با دولت آشنایی بمیرم ۱۳
وگر رو بمن کم بنمایی بمیرم ۱
ز شادی قرب و ز اندوه دوری
گه از وصل و گاه از جدایی بمیرم ۲
چرا غم که بی روغنم مرگ باشد
و گر روغنم در فزایی بمیرم ۳
تو دام منی من ترا طرفه مرغم
که گر از تو یابم رهایی بمیرم ۴
برافروخت روی تو از حسن شمعی
نمی خواست کاز بی ضیایی بمیرم ۵
زدم بر سر شمع خود را و گفتم
چو پروانه در روشنایی بمیرم ۶
ترا برگ من نی و آگه نه ای زآن
که من بی گل از بی نوایی بمیرم ۷
طبیبی چو تو بر سر من نشسته
نشاید که از بی دوایی بمیرم ۸
چو گربه درین خانه گر ره نیابم
چو سگ بر درش از گدایی بمیرم ۹
در آن بارگه گر بخدمت نشایم
برین در بمدحت سرایی بمیرم ۱۰
چو مجنون اگر وصف لیلی نیابم
سزد گر بلیلی ستایی بمیرم ۱۱
مرا گر ز وصل آن میسر نگردد
که در مسند پادشایی بمیرم ۱۲
نه بیگانه ام همچو سیف این مرا بس
که با دولت آشنایی بمیرم ۱۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۷۸ - اگر شبی ز وصال تو کام برگیرم
گوهر بعدی:شماره ۳۸۰ - از عشق دل افروزم چون شمع همی سوزم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.