خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از سیف فرغانی بیانگر احساسات عاشقانه و شوریدگی ناشی از شنیدن نالههای چنگ در یک مجلس مستی است. شاعر با تصاویر زیبا و استعارههای غنی، عشق و شیفتگی خود را به معشوق بیان میکند و از درد فراق و اشکهایش میگوید. او حتی حاضر نیست خاک پای معشوق را با گنجی برابر عوض کند و به عاشقی خود افتخار میکند.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، اشاره به مجالس مستی و احساسات شدید عاشقانه ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
شماره ۳۰۸ - شبی از مجلس مستان برآمد ناله چنگش
شبی از مجلس مستان برآمد ناله چنگش
رسد از غایت تیزی بگوش زهره آهنگش ۱
چو بشنودم سماع او، نگردد کم نخواهد شد
ز چشمم ژاله اشک و ز گوشم ناله چنگش ۲
چگونه گلستان گوید کسی آن دلستانی را
که گل با رنگ و بوی خود نموداریست از رنگش ۳
لب شیرین آن دلبر در آغشته است پنداری
بآب چشمه حیوان شکر در پسته تنگش ۴
کفی از خاک پای او بدست پادشا ندهم
وگر چون (من) گدایی را دهد گوهر بهمسنگش ۵
مشهر کردمی خود را چو شعر خویش در عالم
بنام عاشقی او گر از من نامدی ننگش ۶
فغان از سیف فرغانی برآمد ناگهان گویی
بگوش عاشقان آمد سحرگه ناله چنگش ۷
رسد از غایت تیزی بگوش زهره آهنگش ۱
چو بشنودم سماع او، نگردد کم نخواهد شد
ز چشمم ژاله اشک و ز گوشم ناله چنگش ۲
چگونه گلستان گوید کسی آن دلستانی را
که گل با رنگ و بوی خود نموداریست از رنگش ۳
لب شیرین آن دلبر در آغشته است پنداری
بآب چشمه حیوان شکر در پسته تنگش ۴
کفی از خاک پای او بدست پادشا ندهم
وگر چون (من) گدایی را دهد گوهر بهمسنگش ۵
مشهر کردمی خود را چو شعر خویش در عالم
بنام عاشقی او گر از من نامدی ننگش ۶
فغان از سیف فرغانی برآمد ناگهان گویی
بگوش عاشقان آمد سحرگه ناله چنگش ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۷ - دلارامی که حیرانم من از حسن جهانگیرش
گوهر بعدی:شماره ۳۰۹ - ترکیست یارمن که نداند کس از گلش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.