خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عارفانه، زیبایی معشوق و درد هجران را با تصاویر شاعرانه مانند ماه، ستارگان، و آفتاب توصیف می‌کند. شاعر از عشق بی‌پایان، اندوه فراق، و ناتوانی صبر در برابر آتش هجران می‌گوید. همچنین، از نادانی و بی‌خردی در عشق انتقاد می‌کند.

مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با اصطلاحات ادبی پیچیده، برای درک و ارتباط بهتر به بلوغ فکری و تجربه‌ی خواننده نیاز دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد فراق و عشق بی‌پایان ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

مشاهده کامل

شماره ۱۳۴ - ای چو انجم جیش حسنت بی عدد

ای چو انجم جیش حسنت بی عدد
ماه از روی تو می خواهد مدد ۱

محرم قرب ترا میقات وصل
مجرم بعد ترا شمشیر حد ۲

وی الف قدی که بی وصل توم
حرف با تشدید هجران یافت مد ۳

در حساب حسن تو بی کار شد
راست چون دست اشل انگشت عد ۴

رفتی و اندوه تو در دل بماند
همچونم در خاک و گرد اندر نمد ۵

صبر در دل زآتش هجران تو
جا نمی گیرد چو آب اندر سبد ۶

منکر هجرت عذابی می کند
مرده دل را که هست از تن لحد ۷

سنگ دل از گازر اندوه تو
می خورد چون جامه چرکین لگد ۸

آفتابا در فراقت هر نفس
صبح شوق از شرق جانم می دمد ۹

بی مه رویت که شب روزست ازو
آفتاب از سایه ما می رمد ۱۰

سیف فرغانی بعشقت نادرست
زین دل خود رای و عقل بی خرد ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۳۳ - زآنگه که مست عشق تو شدسیف رابهست
گوهر بعدی:شماره ۱۳۵ - ای زروی تو مه و خور را مدد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.