خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر به ستایش معشوق و بیان ویژگی‌های عشق حقیقی می‌پردازد. او عشق را فراتر از نیازهای مادی توصیف می‌کند و از تسلیم در برابر عشق، بی‌باکی عاشق و ارتباط عمیق معنوی سخن می‌گوید.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و شناخت ادبیات کلاسیک دارد. همچنین ممکن است برخی از اشارات عرفانی مانند 'اناالحق از حلاج' برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم باشد.

مشاهده کامل

شماره ۱۳۰ - ای مه و خور بروی تو محتاج

ای مه و خور بروی تو محتاج
بر سر چرخ خاک پای تو تاج ۱

چه کنم وصف تو که مستغنیست
مه ز گلگونه گل ز اسپیداج ۲

هرکه جویای تو بود همه روز
همه شبهای او بود معراج ۳

پادشاهان که زر همی بخشند
بگدایان کوی تو محتاج ۴

ندهد عاشق تو دل بکسی
بکسی چون دهد خلیفه خراج ۵

عیب نبود تصلف از عاشق
کفر نبود اناالحق از حلاج ۶

عشق را باک نیست از خون ریز
ترک را رحم نیست در تاراج ۷

چاره با عشق نیست جز تسلیم
خوف جانست با ملوک لجاج ۸

دل نیاید بتنگ از غم عشق
کعبه ویران نگردد از حجاج ۹

دل بتو داد سیف فرغانی
از نمد پاره دوخت بر دیباج ۱۰

سخن اهل ذوق می گوید
بانگ بلبل همی کند دراج ۱۱
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) قالب: غزل تعداد ابیات: ۱۱ ۴۸۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۲۹ - بهشت روح شد گلزار رویت
گوهر بعدی:شماره ۱۳۱ - زهی بالعل میگونت شکر هیچ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.