خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن به بیان عشق و اشتیاق خود به معشوق میپردازد. او از جدایی و فراق شکایت کرده و از زیبایی و جذابیت معشوق سخن میگوید. شاعر از تأثیرات عمیق عشق بر روح و روان خود میگوید و چگونه خاطرات معشوق او را آرام میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۱۹ - شکری بجان خریدم زلب شکرفروشت
شکری بجان خریدم زلب شکرفروشت
که درون پرده با دل شب وصل بود دوشت ۱
بسخن جدا نمی شد لب لعل تو ز گوشم
چو علم فرو نیامد سر دست من زدوشت ۲
بلبت حلاوتی ده دهن مرا که دایم
ترش است روی زردم ز نبات سبز پوشت ۳
بوصال جبر می کن دلک شکسته یی را
که گرفت صبر سستی ز فراق سخت کوشت ۴
سحری مرا خیالت بکرشمه گفت مسکین
تویی آنکه داغ عشقش نگذاشت بی خروشت ۵
برخ چو آفتابش نگری بچشم شادی
چو بمجلس وی آرد غم او گرفته گوشت ۶
ز دهن چو جام سازد چه شرابها که هر دم
ز لبان باده رنگش بخوری و باد نوشت ۷
تو ز دست رفتی آن دم که برید صیت حسنش
خبری بگوشت آورد وز دل ببرد هوشت ۸
تو که خار دیده بودی نبدی خمش چو بلبل
چو بگلستان رسیدی که کند دگر خموشت ۹
همه شب ز بی قراری ز بسی فغان و زاری
چو ندیده بودی او را بفلک شدی خروشت ۱۰
رخ وی آرمیدی، عجبست سیف از تو
که بآتشی رسیدی و فرو نشست جوشت! ۱۱
که درون پرده با دل شب وصل بود دوشت ۱
بسخن جدا نمی شد لب لعل تو ز گوشم
چو علم فرو نیامد سر دست من زدوشت ۲
بلبت حلاوتی ده دهن مرا که دایم
ترش است روی زردم ز نبات سبز پوشت ۳
بوصال جبر می کن دلک شکسته یی را
که گرفت صبر سستی ز فراق سخت کوشت ۴
سحری مرا خیالت بکرشمه گفت مسکین
تویی آنکه داغ عشقش نگذاشت بی خروشت ۵
برخ چو آفتابش نگری بچشم شادی
چو بمجلس وی آرد غم او گرفته گوشت ۶
ز دهن چو جام سازد چه شرابها که هر دم
ز لبان باده رنگش بخوری و باد نوشت ۷
تو ز دست رفتی آن دم که برید صیت حسنش
خبری بگوشت آورد وز دل ببرد هوشت ۸
تو که خار دیده بودی نبدی خمش چو بلبل
چو بگلستان رسیدی که کند دگر خموشت ۹
همه شب ز بی قراری ز بسی فغان و زاری
چو ندیده بودی او را بفلک شدی خروشت ۱۰
رخ وی آرمیدی، عجبست سیف از تو
که بآتشی رسیدی و فرو نشست جوشت! ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۸ - منم آن کس که عشق یارم کشت
گوهر بعدی:شماره ۱۲۰ - عاشق روی تو از کوی تو ناید در بهشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.