خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن عاشقانه و عرفانی، بیانگر عشق عمیق و فداکاری شاعر به معشوق است. شاعر از درد فراق و ارزش وصال معشوق می‌گوید و خود را بنده و چاکر او می‌داند. او معشوق را منبع همه خوبی‌ها و حتی قبله خود می‌خواند و از عشق به او به عنوان داروی دردهایش یاد می‌کند.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه‌ی عاطفی نیاز دارد. همچنین استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

شماره ۴۸ - ای که لبت منبع آب بقاست

ای که لبت منبع آب بقاست
درد تو بیماری دلرا دواست ۱

آه که اندر طلب تو مرا
رفت دل و درد دل ای جان بجاست ۲

گر همه آفاق بگیرد کسی
آنکه توانگر بتو نبود گداست ۳

بهر دل تو چه توان ترک کرد
مال ندارم من و جان خود تراست ۴

هر دو جهان مملکت من شود
گر تو بگویی که فلان آن ماست ۵

هرچه کنی بر سر ما حاکمی
گر بکشی از طرف ما رضاست ۶

محنت عشقت بهمه کس رسید
دولت وصل تو ندانم کراست ۷

درد دل و عشق بهم گفته اند
کام دل و عشق بهم نیست راست ۸

گوهر وصلت که ندارد بها
کشته هجران ترا خون بهاست ۹

چاکر تو بر همه کس مهترست
بنده تو در دو جهان پادشاست ۱۰

روی بهر سو که کنم در نماز
قبله اگر روی تو باشد رواست ۱۱

زهر چو از جام تو نوشم شکر
تیغ گر از دست تو باشد عطاست ۱۲

در غزل ای دوست دعاگوی تست
سیف که دشنام تو او را دعاست ۱۳
وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) قالب: غزل تعداد ابیات: ۱۳ ۴۹۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۷ - دلم بربود دوش آن نرگس مست
گوهر بعدی:شماره ۴۹ - دل کنون زنده بجان نیست که جانان اینجاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.