خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن عرفانی و عاشقانه به زیبایی‌های معنوی و عشق الهی می‌پردازد. شاعر از مفاهیمی مانند سعادت، عشق، فداکاری و جستجوی حقیقت سخن می‌گوید و با استفاده از استعاره‌هایی مانند خورشید، مشک سیه، و شراب عشق، عمق احساسات و تجربیات عرفانی خود را بیان می‌کند. همچنین، به مفاهیمی مانند از خودگذشتگی، هشیاری و ناپایداری دنیا اشاره دارد.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و اشارات عرفانی نیاز به دانش ادبی و تجربه زندگی بیشتری دارد تا به درستی درک شود.

مشاهده کامل

شماره ۱۳ - اگر خورشید و مه نبود سعادت با درویش را

اگر خورشید و مه نبود سعادت با درویش را
وگر مشک سیه نبود همان حکم است مویش را ۱

ز شرق همت عشاق همچون صبح روشن دل
چه مطلعهای روحانیست مر خورشید رویش را ۲

سزد از عبهر قدسی و از ریحان فردوسی
اگر رضوان کند جاروب بهر خاک کویش را ۳

مقیم خاک کوی او بیک جو برنمی گیرد
بهشت هشت شادروان و نقد چار جویش را ۴

کسی کو کم نکرد (دنیا) نیابد در رهش پیشی
کسی کو گم نگشت از خود نشاید جست و جویش را ۵

گروهی کز غمش چون عود می سوزند جان خود
ز هر رنگی که می بینند می جویند بویش را ۶

چو حلاج از شراب عشق او شد مست لایعقل
نمی کردند هشیاران تحمل های (و) هویش را ۷

چو در میدان عشق او نه مرد جست و جو بودم
بمن کردند درویشان حوالت گفت و گویش را ۸

ز صدر سینه هر ساعت توان دلرا برون کردن
ولی نتوان برون کردن ز دل مرآرزویش را ۹

ز خون دل روان کردست جویی سیف فرغانی
ندانم تا چو سیل این جو چه سنگ آرد سبویش را ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۲ - ای که نام اشنوده باشی خسرو پرویز را
گوهر بعدی:شماره ۱۴ - ای به چشم دل ندیده روی یار خویش را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.