خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از احساس تنهایی، سرگردانی و عشق ناامیدانه خود میگوید. او از بیتوجهی معشوق رنج میبرد و اعلام میکند که حاضر است جان خود را فدای نگاه معشوق کند.
متن حاوی مفاهیم عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر دشوار است. همچنین، استفاده از استعارههای عرفانی مانند «جان فشانی» نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
قطعه ۳۸ - مهجور و زبان بسته و سرگردانم
مهجور و زبان بسته و سرگردانم
رنجور و جگر سوخته و حیرانم
از چشم تو چشم التفاتی دارم
گر پای نهی به چشم، جان افشانم
دلداده دیده توام گر قدمی
بر دیده نهی ، نثار جان افشانم
رنجور و جگر سوخته و حیرانم
از چشم تو چشم التفاتی دارم
گر پای نهی به چشم، جان افشانم
دلداده دیده توام گر قدمی
بر دیده نهی ، نثار جان افشانم
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:قطعه ۳۷ - بی روی تو رفت طاقت از دل
گوهر بعدی:قطعه ۳۹ - ما هر علم و حاکم لولاک
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.