این متن شعری است که در مدح و ستایش شخصی به نام "خسرو ثانی" سروده شده است. شاعر از فضل خداوند و اقبال بلند این شخص سخن میگوید و او را به عنوان چراغ دودمان و شاه جهانپناه توصیف میکند. همچنین، شاعر از شفای این شخص پس از یک دوره بیماری و تأثیر مثبت او بر جهان سخن میگوید و خود را فدای او میداند. در پایان، شاعر مقایسهای بین قربانی شدن خود برای خسرو ثانی و قربانی شدن اسماعیل در راه خدا انجام میدهد.
این متن به دلیل استفاده از واژگان و مفاهیم پیچیده و ادبی، نیازمند درک نسبتاً بالایی از زبان و ادبیات فارسی است. همچنین، برخی از مفاهیم مذهبی و تاریخی مانند قربانی شدن اسماعیل ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. بنابراین، این متن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است.
قطعه ۲۷ - بحمدالله که از اقبال و بخت خسرو ثانی
در درج مروت، اختر برج جهانبانی
چراغ دودمان شیر شیران، شاه گردون جاه
حسن بیگ آنگه زیبد نور چشم عالمش خوانی
ز آزاری که عالم از غمش بودند در ماتم
به اندک مدتی صحت بیافت از فضل یزدانی
سزد از شکر این نعمت اگر کروبیان هر دم
به سجده سر فرو آرند چون افراد انسانی
ز تشخیص شفایش خسرو ثانی چنان شد شاد
که یعقوب پیمبر از وصال ماه کنعانی
تن و جان من و صد همچو من بادا فدای او
وجودش عافیت بخش است بهر قاصی و دانی
نه تنها من از یمن همتش گشتم خلاص از غم
کزو شاداب گردد خار و گل چون ابر نیسانی
من مسکین اگر قربان او گشتم عجب نبود
که اسمعیل را حق آفرید از بهر قربانی
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.