هوش مصنوعی: این شعر از درد هجران، غم و غربت، بیوفایی و دل‌تنگی سخن می‌گوید. شاعر از رنج‌های عاطفی، داغ دل و بی‌وفایی یاران شکایت دارد و به زیبایی‌های از دست رفته و ناامیدی‌هایش اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عمیق عاطفی مانند غم، هجران و بی‌وفایی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و احساسات سنگین ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.

غزل ۳۰ - روزم از هجران شب دیجور شد بار دگر

روزم از هجران شب دیجور شد بار دگر
لاله سان شد دل، ز داغ لاله رخسار دگر

بر دل از بیداد چرخم بود چندان بار غم
داغ غربت بر سر هر بار شد بار دگر

چنگ شد قامت ز درد دوری و از خون دل
تا قدم پیوسته شد بر هر مژه تار دگر

چاک خواهم زد گریبان را چو گل زین غم که شد
نو گل گلزار جانم زیب دستار دگر

غمگسار خویشتن را بی جهت بگذاشتم
مثل هرگز کجا یابیم غمخوار دگر

بیوفائی با وفاداران نه طور عاقلی است
خاصه یاری نیست مانندش وفادار دگر

در خرامش گر ببیند یک نظر کبک دری
تا بود هرگز نخواهد رفت رفتار دگر

پیش مه رویان شوی خالد به رسوائی علم
دل مده زنهار هر ساعت به دلدار دگر
کانال گوهرین در ایتا
۵۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۹ - ندارد هیچ کس یاری چو یار من همایون فر
گوهر بعدی:غزل ۳۱ - دل پراکنده شد از یاد دلارامی باز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.