این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر احساسات شاعر نسبت به معشوق است که با تصاویر زیبا و استعارههای لطیف، درد فراق و لذت وصال را توصیف میکند. شاعر از زیباییهای معشوق مانند خال، مژگان و خطوط صورتش سخن میگوید و این زیباییها را با عناصر طبیعت مانند گل، ریحان و خورشید مقایسه میکند. همچنین، شاعر به مفاهیم عرفانی مانند جان، هوش و فردوس اشاره میکند و از دوزخ و بهشت به عنوان نمادهای رنج و لذت عشق یاد میکند.
متن شامل مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از استعارهها و تصاویر به کار رفته نیاز به درک ادبی بالاتری دارند.
غزل ۲۸ - ای به امید وصالت تلخی هجران لذیذ
آب تیغت در گلو چون قطره حیوان لذیذ
لذت زیبایی خال رخت از دل نرفت
وه که هندو بچه مینو بود چندان لذیذ
گاه مژگانت رباید از کفم دل، گاه خط
در گلستان رخت هم خار و هم ریحان لذیذ
جان من از دوریت جانم به لب نزدیک شد
هوشمندان جان نپندارند بی جانان لذیذ
یاد خورشید رخت بر دل نماید آن چنان
بنده ای را پرتو خور در تک زندان لذیذ
خار خار غنچه پیکان مژگانت به جان
جون تبسمهای گل بر بلبل خوشخوان لذیذ
خالدا بر روی زیبایش به فردوسم مخوان
آتش دوزخ مرا صدبار از آن بستان لذیذ
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.