خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر درد و رنج عشق و محبت است، با تأکید بر اینکه شادیهای دنیوی بدون معشوق بیمعناست. شاعر هشدار میدهد که عشق پر از رنج و سختی است و رسیدن به مقامات عالی مانند تاج و جام جم نیازمند تحمل درد و مشقت است. همچنین، او توصیه میکند که به دنبال مال و مقام دنیوی نباشیم و به جای آن، به ارزشهای معنوی بیندیشیم.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با توصیههای اخلاقی و معنوی، برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. درک کامل این شعر نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۱۶ - گر چه اسباب طرب پیش من امشب نه کم است
گر چه اسباب طرب پیش من امشب نه کم است
شادیم بی گل روی تو همه درد و غم است
داب ارباب محبت نبود آسایش
لذت عاشق دل سوخته اندر الم است
به امید سر خود پای منه در ره عشق
که در این مرحله سر باختن اول قدم است
گردن شیشه می گیر و سفالینه جام
اگرت آرزوی تاج کی و جام جم است
جان من دولت جاوبد به دنیا مفروش
گر کنی نیک نظر حاصل آن یک دو دم است
گر زنی نوبت شاهی به جهان تا مانی
اولت درد سر و آخر کارت ندم است
زخم ناخورده ز خالد طمع شر مدار
سینه اش گر به مثل لوح و زبانش قلم است
شادیم بی گل روی تو همه درد و غم است
داب ارباب محبت نبود آسایش
لذت عاشق دل سوخته اندر الم است
به امید سر خود پای منه در ره عشق
که در این مرحله سر باختن اول قدم است
گردن شیشه می گیر و سفالینه جام
اگرت آرزوی تاج کی و جام جم است
جان من دولت جاوبد به دنیا مفروش
گر کنی نیک نظر حاصل آن یک دو دم است
گر زنی نوبت شاهی به جهان تا مانی
اولت درد سر و آخر کارت ندم است
زخم ناخورده ز خالد طمع شر مدار
سینه اش گر به مثل لوح و زبانش قلم است
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵ - هرگز ترحمی به من مبتلات نیست
گوهر بعدی:غزل ۱۷ - رو به محراب دو ابرویت عبث کردم عبث
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.