خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن به دنبال زیباییها و هنرهای از دست رفته است و از نبودن آواز، نغمه، و رنگهای زندگی شکایت میکند. همچنین، به ستایش زیبایی و جذابیتهای طبیعی و عاطفی میپردازد و از نیرنگهای زمانه گله میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی از واژهها و استعارهها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۹۸۷ - مطربا سوی چمن وقت گل آهنگ تو کو
مطربا سوی چمن وقت گل آهنگ تو کو
صوت تو، نغمه تو، بربط تو، چنگ تو کو ۱
پیش آن لعل چه نازی به صفا ای یاقوت
آب تو، تاب تو، رخشانی تو، رنگ تو کو ۲
ای فلک گر به پری چهره من داری بخت
مکر تو، سحر تو، افسون تو، نیرنگ تو کو ۳
چند گویی که منم خسرو اقلیم سخن
ملک تو، کشور تو، تاج تو، اورنگ تو کو ۴
صوت تو، نغمه تو، بربط تو، چنگ تو کو ۱
پیش آن لعل چه نازی به صفا ای یاقوت
آب تو، تاب تو، رخشانی تو، رنگ تو کو ۲
ای فلک گر به پری چهره من داری بخت
مکر تو، سحر تو، افسون تو، نیرنگ تو کو ۳
چند گویی که منم خسرو اقلیم سخن
ملک تو، کشور تو، تاج تو، اورنگ تو کو ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۸۶ - ترک من ای من غلام روی تو
گوهر بعدی:شماره ۱۹۸۸ - سوی تو دیدم ریختی خون دلم را بی گنه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.