خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از فراق یار و درد دوری مینالد. او از عشق نافرجام، خیانت یار، و رنجهای عاطفی سخن میگوید و آرزو میکند که ای کاش یادگارهای بیشتری از آن عشق داشت. همچنین، او از ویرانی دلش توسط معشوق و نادانی گذشته خود در حق عشق اظهار پشیمانی میکند.
محتوا شامل مضامین عاطفی عمیق، درد فراق و عشق نافرجام است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند خیانت و پشیمانی نیاز به بلوغ عاطفی دارند.
شماره ۱۹۷۶ - نبود یار من آن را که یار داشتمی
نبود یار من آن را که یار داشتمی
گهی به دیده و گه در کنار داشتمی ۱
ز من برید و غمم یادگار داد که کاش
دو سه دگر هم ازین یادگار داشتمی ۲
به ناز گفتی گه گه من از آن توام
دروغ گفتی و من استوار داشتمی ۳
خراب کرده خوبانست خان و مان دلم
وگر نه بهتر ازین روزگار داشتمی ۴
به قهر می کشدم عشق و این همان خصم است
که پیش ازین من نادانش خوار داشتمی ۵
به باغ کاش بهم بودمی که تا پیشش
ز خون دیده زمین لاله زار داشتمی ۶
کدام گل ته او بود تا دو دیده خویش
برفتمی و به بالای خار داشتمی ۷
خراشها که درین سینه بودی از کف پاش
برین جراحت جان فگار داشتمی ۸
دریغ یک سر خسرو هزار بایستی
که تیغ او را مشغول کار داشتمی ۹
گهی به دیده و گه در کنار داشتمی ۱
ز من برید و غمم یادگار داد که کاش
دو سه دگر هم ازین یادگار داشتمی ۲
به ناز گفتی گه گه من از آن توام
دروغ گفتی و من استوار داشتمی ۳
خراب کرده خوبانست خان و مان دلم
وگر نه بهتر ازین روزگار داشتمی ۴
به قهر می کشدم عشق و این همان خصم است
که پیش ازین من نادانش خوار داشتمی ۵
به باغ کاش بهم بودمی که تا پیشش
ز خون دیده زمین لاله زار داشتمی ۶
کدام گل ته او بود تا دو دیده خویش
برفتمی و به بالای خار داشتمی ۷
خراشها که درین سینه بودی از کف پاش
برین جراحت جان فگار داشتمی ۸
دریغ یک سر خسرو هزار بایستی
که تیغ او را مشغول کار داشتمی ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۷۵ - خوش آن شبها که آن جان جهان مهمان من بودی
گوهر بعدی:شماره ۱۹۷۷ - ای غنچه را بر بسته لب، شکل و دهان چون تویی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.