خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از حسرت و عشق ناکام سخن می‌گوید. شاعر از نسیم یار، بیداری بخت، شفاعت معشوق، و نگاه او حسرت می‌خورد. او از مستی عشق و بی‌خردی خود می‌نالد و در نهایت، از بی‌وفایی معشوق شکایت دارد.

محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و حسرت‌آلود است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'مستی عشق' و 'بی‌وفایی' برای سنین پایین‌تر مناسب نیست.

مشاهده کامل

شماره ۱۹۶۹ - صبا آمد، ولی بویی ازان گلزار بایستی

صبا آمد، ولی بویی ازان گلزار بایستی
چه سود از بوی گل ما را، نسیم یار بایستی ۱

رخش در جلوه نازست و من از گریه نابینا
دریغا، دیده های بخت من بیدار بایستی ۲

شبانگاهم که چون بی رحمتان می کشت هجرانش
شفاعت خواه من آن لعل شکربار بایستی ۳

چه سودم، زانکه در کشتن رسد خلقی به نظاره
نگاهی سوی من، زان نرگس بیمار بایستی ۴

شراب عشق خوردم، نیست کس کارد به سامانم
دلم گر مست شد، باری خرد هشیار بایستی ۵

در آن ساعت که سرو تو من اندر بوستان دیدم
اگر در چشم من گل نیست باری خار بایستی ۶

ز خوبی هر چه باید نازنینان را همه داری
ولیکن از وفا خالی بر آن رخسار بایستی ۷

سگان در کوی او شبگرد و خسرو را درو ره نی
طفیل آن سگان، باری مرا هم بار بایستی ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۹۶۸ - من اشک بیدلان را خنده می پنداشتم روزی
گوهر بعدی:شماره ۱۹۷۰ - نیست در شهر گرفتارتر از من دگری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.