خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از فراق یار و رنجهای ناشی از آن میگوید. او ابراز میکند که با از دست دادن یار، صبر و دلش را نیز از دست داده و روزگار بر او ستم کرده است. در عین حال، امیدواری به بازگشت یار و بهبود شرایط دارد.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۱۹۴۹ - آنکه مرا در دل است گر به کنار آمدی
آنکه مرا در دل است گر به کنار آمدی
کسی ستم روزگار بر من زار آمدی ۱
یار ز دستم برفت، کار ز دستم نماند
کار به دست است، اگر دست به یار آمدی! ۲
دست من آنگه که گشت از سر زلفش جدا
کاش که پای حیات بر دم مار آمدی ۳
صبر و دل از من برفت، قدر ندانستمش
از پی این روزگار این دو به کار آمدی ۴
از پس سالی مگر روی نماید چو گل
غنچه که بسته قبا باد سواد آمدی ۵
خسرو از آن یک کنار جان به میان ریختی
آنکه برفت از میان گر به کنار آمدی ۶
کسی ستم روزگار بر من زار آمدی ۱
یار ز دستم برفت، کار ز دستم نماند
کار به دست است، اگر دست به یار آمدی! ۲
دست من آنگه که گشت از سر زلفش جدا
کاش که پای حیات بر دم مار آمدی ۳
صبر و دل از من برفت، قدر ندانستمش
از پی این روزگار این دو به کار آمدی ۴
از پس سالی مگر روی نماید چو گل
غنچه که بسته قبا باد سواد آمدی ۵
خسرو از آن یک کنار جان به میان ریختی
آنکه برفت از میان گر به کنار آمدی ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۴۸ - من ندیدم چون تو هرگز دلبری
گوهر بعدی:شماره ۱۹۵۰ - یک ره بکن ز غمزه خونین اشارتی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.