خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد و رنج عاشقانه و احساسات عمیق خود سخن میگوید. او از آتش عشق و غمهایی که جانش را سوزاندهاند، یاد میکند و آرزو میکند که اگر قدرتی داشت، آسمان را به زیر میکشید. همچنین، او از جایگاه والای معشوق و عظمت او در مقایسه با خودش سخن میگوید.
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساساتی است که درک آنها به بلوغ عاطفی و شناختی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۹۴۷ - هر شبم کآهم به عالم دم زدی
هر شبم کآهم به عالم دم زدی
آتش اندر خرمن عالم زدی ۱
سوخت جانم را غم و غم سوختی
ذره ای سوز من ار بر غم زدی ۲
گر دلم را دست بودی بر فلک
دیده ای سقفش که چون برهم زدی ۳
زین زبان دانی اگر جم بودمی
آسمانم بوسه بر خاتم زدی ۴
در تن خاکی و سلطانی بدی
خاک پایم آسمان را کم زدی ۵
آتش اندر خرمن عالم زدی ۱
سوخت جانم را غم و غم سوختی
ذره ای سوز من ار بر غم زدی ۲
گر دلم را دست بودی بر فلک
دیده ای سقفش که چون برهم زدی ۳
زین زبان دانی اگر جم بودمی
آسمانم بوسه بر خاتم زدی ۴
در تن خاکی و سلطانی بدی
خاک پایم آسمان را کم زدی ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۴۶ - آن چشم شوخ را بین هر غمزه ایی بلایی
گوهر بعدی:شماره ۱۹۴۸ - من ندیدم چون تو هرگز دلبری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.