خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق، درد فراق و اشتیاق دیدار، و رنجهای عشق سخن میگوید. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای غنی، احساسات خود را بیان میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها و تصاویر به کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارند.
شماره ۱۹۳۴ - بهر گشاد عالمی بگشا ز زلف خود خمی
بهر گشاد عالمی بگشا ز زلف خود خمی
در پیچ پیچ زلف تو پوشیده شد چون عالمی ۱
دلهاست در زلفت اگر شانه کنی آهسته تر
زیرا نباید ناگهانی خونی چکد از هر خمی ۲
چند از خیالت هر شبی صبح دروغینم دمد
ای آفتاب راستی، از صادقی آخر دمی! ۳
در هم شده نام ترا می گریم و جانم به لب
یک خنده تو بس بود شربت برای درهمی ۴
با خویش گویم راز تو، بس سوزم و دم در کشم
رشک آیدم کاندر غمت انباز گردد محرمی ۵
غمهات آرد پی به دل، گر بگسلد آن سلک غم
پیوندم از خون جگر بنهم غمی را بر غمی ۶
خسرو گرفتار تو و چون هست چشمت ناتوان
گرد سرت آزاد کن بیچاره مرغی پر کمی ۷
در پیچ پیچ زلف تو پوشیده شد چون عالمی ۱
دلهاست در زلفت اگر شانه کنی آهسته تر
زیرا نباید ناگهانی خونی چکد از هر خمی ۲
چند از خیالت هر شبی صبح دروغینم دمد
ای آفتاب راستی، از صادقی آخر دمی! ۳
در هم شده نام ترا می گریم و جانم به لب
یک خنده تو بس بود شربت برای درهمی ۴
با خویش گویم راز تو، بس سوزم و دم در کشم
رشک آیدم کاندر غمت انباز گردد محرمی ۵
غمهات آرد پی به دل، گر بگسلد آن سلک غم
پیوندم از خون جگر بنهم غمی را بر غمی ۶
خسرو گرفتار تو و چون هست چشمت ناتوان
گرد سرت آزاد کن بیچاره مرغی پر کمی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۳۳ - گر چشم من در روی آن خورشید رخسار آمدی
گوهر بعدی:شماره ۱۹۳۵ - ای ننهاده هیچ گه تن به رضای چون منی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.