خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عاشقانه است که درد عشق و رنج‌های ناشی از آن را توصیف می‌کند. شاعر از بی‌قراری دل، تأثیر نگاه معشوق، شب‌های سوزان و مستی، و غم‌های بی‌پایان می‌گوید. همچنین، اشاره‌ای به گذر زمان و ناپایداری حالات انسانی دارد.

متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد عشق و اندوه عمیق ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌تر سنگین یا نامفهوم باشد.

مشاهده کامل

شماره ۱۹۲۶ - بیکار دلی باشد کو را نبود دردی

بیکار دلی باشد کو را نبود دردی
کاهل فرسی باشد کز وی نجهد گردی ۱

دردی که ز عشق آید، جانم به فدای آن
خود جان نبود شیرین بی ذوق چنان دردی ۲

از گردش چشمت هست آواردگی دلها
تا کعب نفرماید، جنبش نکند نردی ۳

شبها منم و شمعی هم سوخته و هم مست
گه مرده و گه زنده، آهی و دمی سردی ۴

شد وقت گل و روزی فریاد که ننشینی
یک دم چو گل سرخی در پیش گل زردی ۵

زانگه که غمت در دل چون حرص بخیلان شد
دارم همه شب چشمی چون دست جوانمردی ۶

گفتم که غمت آخر تا چند خورد خسرو
خندید که عاشق را به زین نبود خوردی ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۹۲۵ - زهی رویت شکفته لاله زاری
گوهر بعدی:شماره ۱۹۲۷ - گل آمد و هر مرغی زد نغمه به هر باغی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.