خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از احساس گناه و ننگ ناشی از ایمان خود سخن میگوید و بیان میکند که راه مسلمانی را نمیداند و ترجیح میدهد خود را کافر بداند. او از بستن زنار (نشانهای از کفر) سخن میگوید و احساس میکند که ایمانش را فروخته است.
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و دینی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، بحثهای مربوط به کفر و ایمان نیاز به درک بالاتری از مفاهیم دینی و فلسفی دارد.
غزل ۴۲ - تارها زنار در گردن کنم
تارها زنار در گردن کنم
خویش را باید که من کافر کنم
راه مسلمانی ندانم راه چیست
زان سبب زنار در گردن کنم
ننگ می آید مرا ز ایمان خویش
بالیقین من خویش را کافر کنم
بسته ام زنار کافر گشته ام
مومنان را هر زمان کافر کنم
یار کافر گشت ایمان خود فروخت
وای این زنار در گردن کُنم
خویش را باید که من کافر کنم
راه مسلمانی ندانم راه چیست
زان سبب زنار در گردن کنم
ننگ می آید مرا ز ایمان خویش
بالیقین من خویش را کافر کنم
بسته ام زنار کافر گشته ام
مومنان را هر زمان کافر کنم
یار کافر گشت ایمان خود فروخت
وای این زنار در گردن کُنم
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۱ - پیش جانان گر بمیرم تا سزاواری مراست
گوهر بعدی:غزل ۴۳ - کفر اول را ندانی راه چیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.