خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن عرفانی از زبان ذات الهی خطاب به بنده بیان میشود که عشق و وابستگی تنها باید به خدا باشد. خداوند خود را بینیاز، بینشان و مهربان معرفی میکند و از بنده میخواهد که برای وصال با او، از غیر خدا چشم بپوشد و تنها به او توکل کند.
مفاهیم عرفانی و انتزاعی موجود در متن برای درک و دریافت نیاز به سطحی از بلوغ فکری و شناختی دارد که معمولاً از نوجوانی به بعد شکل میگیرد. همچنین مضامین معنوی و رابطهی عاشقانهی عرفانی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
غزل ۱۰ - از ذات حق تعالی اعلام بی نوا را
از ذات حق تعالی اعلام بی نوا را
گر عاشق تو مائی ، کن ترک ماسوی را
ماذات ذوالجلالیم و از کبریا کمالیم
ما شاه با عطائیم از ما بجو تو مارا
من ذات بی نشانم ، فارغ ز این و آنم
کس را غمی ندارم، غمخوار باش مارا
من با تو مهربانم، بس شوق با تو دارم
ذوق دگر ندارم، جز قرب تو گدا را
گر شوق وصل داری ، باما بکن تو زاری
جز ما مجو تو یاری ، خود یار باش مارا
گر عاشق تو مائی ، کن ترک ماسوی را
ماذات ذوالجلالیم و از کبریا کمالیم
ما شاه با عطائیم از ما بجو تو مارا
من ذات بی نشانم ، فارغ ز این و آنم
کس را غمی ندارم، غمخوار باش مارا
من با تو مهربانم، بس شوق با تو دارم
ذوق دگر ندارم، جز قرب تو گدا را
گر شوق وصل داری ، باما بکن تو زاری
جز ما مجو تو یاری ، خود یار باش مارا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹ - باجام باده ساقی، فی الصبح مرحبا
گوهر بعدی:غزل ۱۱ - مبتلا در عشق گشتم ، صبر ما یاران کجاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.