خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر درد و رنج عاشق در برابر معشوق است. شاعر از بیوفایی و سنگدلی معشوق شکایت میکند و تأثیرات عمیق عشق و جدایی را بر قلب خود توصیف میکند. همچنین، اشاراتی به مفاهیمی مانند شهادت، فداکاری و رنجهای عاشقانه دارد.
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و اشارات به رنج و شهادت است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد. درک کامل این شعر نیاز به بلوغ عاطفی و شناختی دارد.
شماره ۱۸۳۸ - ای پریوش، هر چه رسم مردمی کم می کنی
ای پریوش، هر چه رسم مردمی کم می کنی
می کنی دیوانه و دیوانه تر هم می کنی ۱
زلف تو از پر دلی صد قلب دلها را شکست
بس که تو بر تو دلش در زیر هم خم می کنی ۲
بر درت جان می کنم، مزدم ز رویت یک نظر
شاه خوبانی، چرا مزد گداکم می کنی؟ ۳
خاست طوفانی هم از خاک شهیدان زآستانت
وه چگونه خسپد آن خونها که هر دم می کنی؟ ۴
کشتگانت را به آب دیده می شویند خلق
ای عفاک الله تو باری دیده را نم می کنی ۵
شعله های خود، دلا، روشن مکن هر جا، از آنک
تازه داغی بر دل یاران محرم می کنی ۶
درد خسرو را زیادت می کنی، ای پندگو
تو حساب خویش می دانی که مرهم می کنی ۷
می کنی دیوانه و دیوانه تر هم می کنی ۱
زلف تو از پر دلی صد قلب دلها را شکست
بس که تو بر تو دلش در زیر هم خم می کنی ۲
بر درت جان می کنم، مزدم ز رویت یک نظر
شاه خوبانی، چرا مزد گداکم می کنی؟ ۳
خاست طوفانی هم از خاک شهیدان زآستانت
وه چگونه خسپد آن خونها که هر دم می کنی؟ ۴
کشتگانت را به آب دیده می شویند خلق
ای عفاک الله تو باری دیده را نم می کنی ۵
شعله های خود، دلا، روشن مکن هر جا، از آنک
تازه داغی بر دل یاران محرم می کنی ۶
درد خسرو را زیادت می کنی، ای پندگو
تو حساب خویش می دانی که مرهم می کنی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۳۷ - باز بهر جان ما را ناز در سر می کنی
گوهر بعدی:شماره ۱۸۳۹ - هر زمانی از کرشمه خویشتن بینی کنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.