خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه بیانگر عشق عمیق شاعر به معشوق است که در آن، شاعر همه زیباییها و جذابیتهای جهان را در معشوق خود میبیند و او را منبع همه شادیها و آرامشهای خود میداند. شاعر از هر آنچه در جهان است به نفع معشوق خود چشمپوشی میکند و تنها او را میستاید.
این شعر دارای مضامین عاشقانه عمیق و استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند 'کشته تیر غمزه' نیاز به درک بالاتری از ادبیات و احساسات دارد.
شماره ۱۸۳۰ - دست به گل نمی زنی، زانکه نگار من تویی
دست به گل نمی زنی، زانکه نگار من تویی
بوی سمن نمی کشم، زانکه بهار من تویی ۱
روی زمین گر از صبا سیرگه شکوفه شد
من چه گره کنم از آن، لاله عذرا من تویی ۲
گر ز قرار می رود هوش من از تو، گو برو
من به قرار خود خوشم، هوش و قرار من تویی ۳
گر چه سوار آسمان خانه به خانه می رود
کی نگرم به سوی او، فتنه سوار من تویی ۴
چشم من از نگار خون نقش تو می کند به رخ
دل بنهم به نقش او هر چه نگار من تویی ۵
خسرو خسته بر درت کشته تیر غمزه شد
هیچ نگفتی، ای فلان، کشته زار من تویی ۶
بوی سمن نمی کشم، زانکه بهار من تویی ۱
روی زمین گر از صبا سیرگه شکوفه شد
من چه گره کنم از آن، لاله عذرا من تویی ۲
گر ز قرار می رود هوش من از تو، گو برو
من به قرار خود خوشم، هوش و قرار من تویی ۳
گر چه سوار آسمان خانه به خانه می رود
کی نگرم به سوی او، فتنه سوار من تویی ۴
چشم من از نگار خون نقش تو می کند به رخ
دل بنهم به نقش او هر چه نگار من تویی ۵
خسرو خسته بر درت کشته تیر غمزه شد
هیچ نگفتی، ای فلان، کشته زار من تویی ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۲۹ - می گذری که سینه را وقف هوای خود کنی
گوهر بعدی:شماره ۱۸۳۱ - کج کلها، کمان کشا، تنگ قبای کیستی؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.