این متن شعری است که در آن شاعر به توصیف معشوق میپردازد و از زیبایی، نازکی، و جذابیتهای او سخن میگوید. همچنین، شاعر به بیوفایی معشوق اشاره کرده و او را با عناصر طبیعی مانند گل، لاله، و سرو مقایسه میکند. در ادامه، شاعر از ارزش والای معشوق در مقایسه با چیزهای دیگر مانند یوسف و آب حیات سخن میگوید و در پایان، به قدرت و سیاست معشوق اشاره میکند.
این متن شامل مفاهیم عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از ابیات حاوی اشارات به مفاهیم عمیق عشق و رابطه هستند که مناسب سنین بالاتر است.
شماره ۱۸۲۲ - ای قامت چون شاخ گل، از برگ گل خندان تری
چون لاله تر نازکی، چون سرو در بستان تری ۱
گل داشت وقتی بوی تو، آمد به دعوی سوی تو
از آفتاب روی تو شد خشک با چندان تری ۲
یارب چه اندام تر است آن کت به پیراهن در است
آب حیات ار چه تر است، اما ندارد آن تری ۳
اکنون که برنا می شوی، آرام دلها می شوی
هر چند دانا می شوی، از کودکان نادانتری ۴
با عهدت، ای پیمان شکن، گفتی نمی یارم سخن
کز عهد زلف خویشتن بدعهد و بد پیمان تری ۵
یوسف به هفده قلب اگر ارزان بود اندر نظر
گر جان دهم عالم به سر، از وی بسی ارزان تری ۶
گفت منت آید گران، وز همچو من تو بر کران
خوبی و رعنایی، از آن هر روز نافرمان تری ۷
سلطان کند گر هر زمان تیغ سیاست را روان
تو در سیاست جان جان، حقا کزو سلطانتری ۸
گر جان کند خسرو زیان، با تو چه در گیرد از آن
کز بهر جان عاشقان هر روز نافرمان تری ۹
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.