خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. او از جدایی و فراق مینالد و زیباییهای معشوق را توصیف میکند. شاعر خود را گوهری مانند اشک میداند که در خاک یافت نمیشود و از معشوق میخواهد که او را دریابد.
مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها و تشبیههای بهکار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارند.
شماره ۱۸۲۰ - ای مردم دیده نکویی
ای مردم دیده نکویی
شاد آنکه درون چشم اویی ۱
من بی تو چگویمت که چونم
بی من تو چگونه ای، نگویی ۲
سیب ار چه تراست، آب او را
چاه زنخ تو برد گویی ۳
بر پسته لب تو تا نخندید
از پسته نرفت تنگ خویی ۴
بر مشک دهی به خون گواهی
گر طره خویشتن ببویی ۵
گل پیش تو، گر به باغ رانی
خیزد به هزار تازه رویی ۶
دریاب که گوهری چو اشکم
در خاک نیابی، ار بجویی ۷
من پای ز آب دیده شویم
تو دست ز خون من نشویی ۸
با این همه از تو چشم بد دور
ای مردم دیده را نکویی ۹
شاد آنکه درون چشم اویی ۱
من بی تو چگویمت که چونم
بی من تو چگونه ای، نگویی ۲
سیب ار چه تراست، آب او را
چاه زنخ تو برد گویی ۳
بر پسته لب تو تا نخندید
از پسته نرفت تنگ خویی ۴
بر مشک دهی به خون گواهی
گر طره خویشتن ببویی ۵
گل پیش تو، گر به باغ رانی
خیزد به هزار تازه رویی ۶
دریاب که گوهری چو اشکم
در خاک نیابی، ار بجویی ۷
من پای ز آب دیده شویم
تو دست ز خون من نشویی ۸
با این همه از تو چشم بد دور
ای مردم دیده را نکویی ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۱۹ - ای آنکه تمام هم چو ماهی
گوهر بعدی:شماره ۱۸۲۱ - بخرام، ای سرو روان کز باغ رضوان خوشتری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.