خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و احساسات خود نسبت به معشوق سخن میگوید. او ابتدا از زیبایی و جوانی معشوق تعریف میکند، سپس از ناامیدی و درد عشق میگوید که گاهی شیرین و گاهی تلخ است. شاعر حتی حاضر است جان خود را فدا کند، اما در پایان شرطی برای بازگشت معشوق میگذارد.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به بلوغ فکری نیاز دارند.
شماره ۱۸۱۳ - سزد گر نیکویی در من ببینی
سزد گر نیکویی در من ببینی
که خودکام و جوان و نازنینی ۱
به گاه خنده چون دندان نمایی
مرا اندر میان چشم شینی ۲
مسلمان دیدمت، زان دل سپردم
ندانستم که تو کافر چنینی ۳
مه و خورشید را بسیار دیدم
بهی از هر که می گویم، نه اینی ۴
به عیش خوش ترش خوشنودم از تو
که گاهی سرکه گاهی انگبینی ۵
ز جان آیم به استقبال تیرت
که بر من راست کرده در کمینی ۶
بیا گر در همی چینی ز چشمم
به شرط آنکه مهره برنچینی ۷
که خودکام و جوان و نازنینی ۱
به گاه خنده چون دندان نمایی
مرا اندر میان چشم شینی ۲
مسلمان دیدمت، زان دل سپردم
ندانستم که تو کافر چنینی ۳
مه و خورشید را بسیار دیدم
بهی از هر که می گویم، نه اینی ۴
به عیش خوش ترش خوشنودم از تو
که گاهی سرکه گاهی انگبینی ۵
ز جان آیم به استقبال تیرت
که بر من راست کرده در کمینی ۶
بیا گر در همی چینی ز چشمم
به شرط آنکه مهره برنچینی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۱۲ - نگارین مرا شد نوجوانی
گوهر بعدی:شماره ۱۸۱۴ - دیوانه شدم ز یار بدخوی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.