خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از ناامیدی و درد عشق شکست خورده میگوید. او از معشوق گله میکند که با وجود دیدن درد و رنجش، کمکی نکرده و به او توجهی نداشته است. شاعر احساس میکند که معشوق او را نادیده گرفته و وعدههایش را عملی نکرده است. این متن پر از احساسات تلخ و ناامیدی است.
این متن دارای مضامین عاطفی عمیق و احساسات پیچیدهای است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، لحن غمگین و ناامیدانهی آن ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
شماره ۱۸۰۴ - چه کردم کآخرم فرمان نکردی
چه کردم کآخرم فرمان نکردی
بدیدی دردم و درمان نکردی ۱
ز هجران تو کفری هست بر من
شب کفر مرا ایمان نکردی ۲
به دشواری برآمد جانم از تن
ببردی جان من، آسان نکردی ۳
چه جانها کان به وجه بوسه تو
برفت و نرخ را ازان نکردی ۴
به گریه خواستم وصلت در این ملک
گدای خویش را سلطان نکردی ۵
به کویت آرزومندان نمودند
نگاهی جانب ایشان نکردی ۶
ترا گفتم که یک روزی مرا باش
برفتی از من و فرمان نکردی ۷
دلم بردی و گفتی خواهمت داد
چو رفتی، پیش یاد آن نکردی ۸
ندیدی عیش خسرو تلخ هرگز
به حلوای لبش مهمان نکردی ۹
بدیدی دردم و درمان نکردی ۱
ز هجران تو کفری هست بر من
شب کفر مرا ایمان نکردی ۲
به دشواری برآمد جانم از تن
ببردی جان من، آسان نکردی ۳
چه جانها کان به وجه بوسه تو
برفت و نرخ را ازان نکردی ۴
به گریه خواستم وصلت در این ملک
گدای خویش را سلطان نکردی ۵
به کویت آرزومندان نمودند
نگاهی جانب ایشان نکردی ۶
ترا گفتم که یک روزی مرا باش
برفتی از من و فرمان نکردی ۷
دلم بردی و گفتی خواهمت داد
چو رفتی، پیش یاد آن نکردی ۸
ندیدی عیش خسرو تلخ هرگز
به حلوای لبش مهمان نکردی ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۰۳ - مرا زان میر خوبان نیست روزی
گوهر بعدی:شماره ۱۸۰۵ - چنین کان خنده شیرین تو کردی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.