خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و رنج ناشی از آن سخن میگوید. او از معشوقی میگوید که با نگاه و رفتارش، قلبش را میآزارد و او را در درد و رنج نگه میدارد. شاعر از احساس بندگی به معشوق، رنج دوری و تأثیر عمیق عشق بر زندگی خود مینویسد.
این متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
شماره ۱۷۸۵ - باز بر خونم کمر بربسته ای
باز بر خونم کمر بربسته ای
وان دو ابروی سر بر بسته ای ۱
من میان بر بستنت را بنده ام
موی را گویی کمر بر بسته ای ۲
می روی چون تیر و در دل می خلی
تا خود از شست که بیرون جسته ای ۳
ازتری آب از لبانت می چکد
بس که اندر چشم من بنشسته ای ۴
تازه کردستی ز نم بر روی خود
هم به خون تازه در پیوسته ای ۵
بر زمین پهلو نمی یارم نهاد
بس که خسرو را به مژگان خسته ای ۶
وان دو ابروی سر بر بسته ای ۱
من میان بر بستنت را بنده ام
موی را گویی کمر بر بسته ای ۲
می روی چون تیر و در دل می خلی
تا خود از شست که بیرون جسته ای ۳
ازتری آب از لبانت می چکد
بس که اندر چشم من بنشسته ای ۴
تازه کردستی ز نم بر روی خود
هم به خون تازه در پیوسته ای ۵
بر زمین پهلو نمی یارم نهاد
بس که خسرو را به مژگان خسته ای ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۸۴ - آتش اندر آب هرگز دیده ای
گوهر بعدی:شماره ۱۷۸۶ - سر در خمار، شب به کنار که بوده ای؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.