خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن شاعرانه برتری عشق و شهود بر عقل و منطق را تبلیغ میکند. شاعر از عشق به عنوان راهنمای حقیقی یاد میکند و عقل را مانع راه میداند. او میکده و مینوشی را به عنوان راهی برای رهایی از بند عقل توصیه میکند و از خواننده دعوت میکند تا به جمع رندان بپیوندد و زیباییهای زندگی را درک کند.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و پیچیدهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مصرف شراب و مفاهیم مرتبط با آن ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
شماره ۱۷۵۱ - به کوی عقل مرو، گر به عشوه بردی راه
به کوی عقل مرو، گر به عشوه بردی راه
وگر ز عقل گذشتی، بگوی بسم الله ۱
هزار بار به گوش دلم رسید از غیب
که عشوه راهنمایست و عقل مانع راه ۲
وگر به سلسله عشق مبتلا شده ای
برو به میکده وز پیر دیر همت خواه ۳
به یک پیاله رهاند ز بند عقل ترا
من آزموده ام ار نشنوی، مرا چه گناه ۴
بیا به مجلس رندان و بر کف ساقی
قران چشمه خورشید بین به یک شبه ماه ۵
مجو مجو قدح باده در جهان، خسرو
که آب بوالهوسان ریخت حب منصب و چاه ۶
وگر ز عقل گذشتی، بگوی بسم الله ۱
هزار بار به گوش دلم رسید از غیب
که عشوه راهنمایست و عقل مانع راه ۲
وگر به سلسله عشق مبتلا شده ای
برو به میکده وز پیر دیر همت خواه ۳
به یک پیاله رهاند ز بند عقل ترا
من آزموده ام ار نشنوی، مرا چه گناه ۴
بیا به مجلس رندان و بر کف ساقی
قران چشمه خورشید بین به یک شبه ماه ۵
مجو مجو قدح باده در جهان، خسرو
که آب بوالهوسان ریخت حب منصب و چاه ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۵۰ - رسید وقت که هر روز بامداد پگه
گوهر بعدی:شماره ۱۷۵۲ - مدار جان من از بهر جان ما روزه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.