خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و غمگین است که در آن شاعر از دوری معشوق، بیوفایی او و رنجهای عشق شکایت میکند. او از درد فراق، اشکهای خونین و آتش درونش میگوید و در نهایت به دیوانگی و بیقراری خود اشاره میکند.
متن دارای مضامین عاشقانه پیچیده و احساسات شدید مانند درد فراق، اشک خونین و دیوانگی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب یا سنگین باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی ممکن است برای درک کامل نیاز به بلوغ فکری بیشتری داشته باشد.
شماره ۱۷۰۱ - تو دور افتاده از ما و نگنجد شوق در نامه
تو دور افتاده از ما و نگنجد شوق در نامه
بیا کز دست تو هم پیش تو پاره کنم جامه ۱
ترا خال بلاپرور چو نقطه بر رخ چون مه
مرا داغت به پیشانی چو عنوان بر سر نامه ۲
هزاران نامه تر کردم به خون آخر چه گم گشتی
اگر تو بیوفا راتر شدی روزی سر خامه ۳
ز خونریز تو هم در سایه زلف تو آویزم
رقیبت گر بخواهد کشت باری اندر آن شامه ۴
من از جان خاستم، تو خوی بد بگذار جان من
که مردن خوش بود از دست چون تو شوخ خودکامه ۵
ز آه خویشتن یک سینه بی آتش نمی بینم
ببین دیوانه خود را که چون گرم است هنگامه ۶
همه شب خون خوردم با دل، ندارم عقل را محرم
که هست این شربت خاصان نگنجد در دل عامه ۷
به چندین نیش هر چشمی ز چشم خسروت رفتی
پسندت نیست آخر بر یکی خارم دو بادامه ۸
بیا کز دست تو هم پیش تو پاره کنم جامه ۱
ترا خال بلاپرور چو نقطه بر رخ چون مه
مرا داغت به پیشانی چو عنوان بر سر نامه ۲
هزاران نامه تر کردم به خون آخر چه گم گشتی
اگر تو بیوفا راتر شدی روزی سر خامه ۳
ز خونریز تو هم در سایه زلف تو آویزم
رقیبت گر بخواهد کشت باری اندر آن شامه ۴
من از جان خاستم، تو خوی بد بگذار جان من
که مردن خوش بود از دست چون تو شوخ خودکامه ۵
ز آه خویشتن یک سینه بی آتش نمی بینم
ببین دیوانه خود را که چون گرم است هنگامه ۶
همه شب خون خوردم با دل، ندارم عقل را محرم
که هست این شربت خاصان نگنجد در دل عامه ۷
به چندین نیش هر چشمی ز چشم خسروت رفتی
پسندت نیست آخر بر یکی خارم دو بادامه ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۰۰ - من ار چه هر شب از شبهای هجرش می کنم ناله
گوهر بعدی:شماره ۱۷۰۲ - ای از رقم شبگون دیباچه مه کرده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.