خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از عشق و وفاداری سخن میگوید و از رنجها و غمهای ناشی از عشق نامهربان معشوق مینالد. شاعر از ظلم و بیوفایی معشوق شکایت دارد و با تصاویر شاعرانه مانند بوی وفا، اشکهای ژالهگونه، و کوههای غم، احساسات خود را بیان میکند.
محتوا شامل مضامین عاشقانه پیچیده و احساسات عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۶۸۰ - بوی وفا ز طره عنبرفشان تو
بوی وفا ز طره عنبرفشان تو
عشاق را نه جز ستم بیکران تو ۱
شب نیستی که می نکنم تا به وقت صبح
افغان ز جور غمزه نامهربان تو ۲
برق از نفس گشایم و ژاله زنم ز اشک
شاخ وفا دمد مگر از گلستان تو ۳
نادیده کس میان تو و تابدیده ام
گم گشته ام ز لاغری اندر میان تو ۴
تن موی شد مرا و به هر موی از تنم
غم کوه کوه در غم کوه روان تو ۵
زرد و خمیده شد تن خسرو که تا شود
خلخال پایهای سگ پاسبان تو ۶
عشاق را نه جز ستم بیکران تو ۱
شب نیستی که می نکنم تا به وقت صبح
افغان ز جور غمزه نامهربان تو ۲
برق از نفس گشایم و ژاله زنم ز اشک
شاخ وفا دمد مگر از گلستان تو ۳
نادیده کس میان تو و تابدیده ام
گم گشته ام ز لاغری اندر میان تو ۴
تن موی شد مرا و به هر موی از تنم
غم کوه کوه در غم کوه روان تو ۵
زرد و خمیده شد تن خسرو که تا شود
خلخال پایهای سگ پاسبان تو ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۷۹ - هر شب منم فتاده به گرد سرای تو
گوهر بعدی:شماره ۱۶۸۱ - مست آمد آن نگار که ما مست روی او
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.