خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از غم و رنج خود سخن میگوید و آن را برتر از شادی دیگران میداند. او از نالایق بودن خود و دیگران برای خدمت میگوید و آرزوی نابودی خود را دارد. همچنین، از رسیدن دیگران به مقصود و ماندن خود در حسرت سخن میگوید و در پایان، از بیمهری و عدم رحمت بر افراد نالایق شکایت میکند.
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و آرزوی نابودی ممکن است برای گروههای سنی پایین مناسب نباشد.
شماره ۱۶۳۴ - ای غمت خوش تر ز شادی کسان
ای غمت خوش تر ز شادی کسان
از غم خود هر دمم شادی رسان ۱
چون کسان گر لایق خدمت نه ایم
لعنتی بفرست بر ما ناکسان ۲
پاره پاره کن مرا بر فرق خویش
تا همه زاغان برند و کرکسان ۳
هر کسی در کعبه وصلت رسید
من بمردم در میان واپسان ۴
مهربانی زو مجو، خسرو، از آنک
شعله را رحمت نیاید بر خسان ۵
از غم خود هر دمم شادی رسان ۱
چون کسان گر لایق خدمت نه ایم
لعنتی بفرست بر ما ناکسان ۲
پاره پاره کن مرا بر فرق خویش
تا همه زاغان برند و کرکسان ۳
هر کسی در کعبه وصلت رسید
من بمردم در میان واپسان ۴
مهربانی زو مجو، خسرو، از آنک
شعله را رحمت نیاید بر خسان ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۳۳ - چون همی دانی که تن چون جان نهان خواهد شدن
گوهر بعدی:شماره ۱۶۳۵ - یک شب، ای ماه جهان افروز من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.