خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و دردآلود، بیانگر احساسات شاعر نسبت به معشوق است که با توصیفاتی مانند شوخ، مقامر، و خونین، نشان‌دهنده‌ی عشقی آتشین و پررنج است. شاعر از جدایی، غم، و دیوانگی ناشی از عشق سخن می‌گوید و از معشوق می‌خواهد که به حالش ترحم کند.

متن حاوی مضامین عاشقانه‌ی پیچیده و احساسات شدید مانند درد، دیوانگی، و شوق است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از واژگان و مفاهیم به‌کاررفته (مانند 'قتال بی‌اندیشه' یا 'خونین چو شیرین تیشه') نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی و ادبی دارند.

مشاهده کامل

شماره ۱۶۲۸ - چشم است، یارب، آنچنان یا خود بلای جان من

چشم است، یارب، آنچنان یا خود بلای جان من
جور است از آنسان دلستان یا غارت ایمان من ۱

شوخ و مقامر پیشه ای، قتال بی اندیشه ای
خونین چو شیرین تیشه ای، صیدت دل قربان من ۲

هر روز آیم سوی تو، دل جویم از گیسوی تو
کان دل که دارد خوی تو، بوده ست روزی آن من ۳

از غارت خوبان مرا جان رها شد مبتلا
تو، شوخ، دیگر از کجا پیدا شدی از جان من؟ ۴

ای، گنج دلها، مستیت، در قتل چابکدستیت
درد من آمد مستیت، دیوانگی درمان من ۵

هجرم بکشت و شوق هم، روزی نگفتی از کرم
چون است در شبهای غم، آن عاشق حیران من؟ ۶

با عاشقان تنگدل زینسان منه در جنگ دل
آخر بترس، ای سنگدل، ز آه دل بریان من ۷

خیز، ای صبای مشک بو، بر گلرخ من راه جو
حال من مسکین بگو، در خدمت جانان من ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۶۲۷ - سواره اینک آن سرو روانم می رود بیرون
گوهر بعدی:شماره ۱۶۲۹ - آه ازین تنگ قبایان شده تنگم دامان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.