خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که درد و رنج عاشقانه، اندوه، و احساس تنهایی را بیان میکند. شاعر از عشق نافرجام، بیخوابی، و سوختن در آتش هجران مینالد و از نبود همدرد و آرامش شکایت دارد. در عین حال، اشارهای به مستی و شراب نیز دارد که نماد بیقراری و فراموشی دردهاست.
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساساتی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشارههای غیرمستقیم به مستی و رنجهای عاطفی نیاز به بلوغ فکری برای درک مناسب دارد.
شماره ۱۶۲۶ - صد ره گذری هر دم بر جان خراب من
صد ره گذری هر دم بر جان خراب من
رحمت نکنی هرگز بر چشم پر آب من ۱
بر زد ز دماغم دود از شربت عشق، آری
بی درد سری نبود مستی شراب من ۲
هر چند دلم خون شد، سوزاک من افزون شد
کشته نشد این آتش از آب کباب من ۳
جانم به گداز آمد، کو آن همه عیش من؟
شبهای دراز آمد، کو آن همه خواب من؟ ۴
چون گریه کند چشمم، ماتمکده ای باید
تا بر سر همدردان ریزند گلاب من ۵
می سوزد دل تنگم، ای هجر، مگر زین سو
بر بوی کباب آید آن مست خراب من ۶
در دوزخ اگر سوزم، زین نیست مرا دردی
هستی تو بهشتی رو، این است عذاب من ۷
یک تار قبایم ده خلعت ز پی خسرو
دران نبود باری تشریف جواب من ۸
رحمت نکنی هرگز بر چشم پر آب من ۱
بر زد ز دماغم دود از شربت عشق، آری
بی درد سری نبود مستی شراب من ۲
هر چند دلم خون شد، سوزاک من افزون شد
کشته نشد این آتش از آب کباب من ۳
جانم به گداز آمد، کو آن همه عیش من؟
شبهای دراز آمد، کو آن همه خواب من؟ ۴
چون گریه کند چشمم، ماتمکده ای باید
تا بر سر همدردان ریزند گلاب من ۵
می سوزد دل تنگم، ای هجر، مگر زین سو
بر بوی کباب آید آن مست خراب من ۶
در دوزخ اگر سوزم، زین نیست مرا دردی
هستی تو بهشتی رو، این است عذاب من ۷
یک تار قبایم ده خلعت ز پی خسرو
دران نبود باری تشریف جواب من ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۲۵ - عیش من تلخ است ازان شکر لب شیرین سخن
گوهر بعدی:شماره ۱۶۲۷ - سواره اینک آن سرو روانم می رود بیرون
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.