خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از درد و رنج عاشقانه، انتظار و ناامیدی سخن می‌گوید. شاعر از عشق نافرجام، دل‌شکستگی و رنج‌های عاطفی می‌نالد و با تصاویر شاعرانه مانند خون ریختن از چشم، تیر خوردن جان و خاک بر سر ریختن، احساسات خود را بیان می‌کند.

محتوا شامل مضامین عاطفی عمیق، درد و رنج عشق و مفاهیم شاعرانه پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم یا سنگین باشد. همچنین، برخی تصاویر مانند خون و تیر ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.

مشاهده کامل

شماره ۱۵۴۰ - خونی ز چشمم می رود، در انتظار کیست این؟

خونی ز چشمم می رود، در انتظار کیست این؟
تیری به جانم می نهد، از خارخار کیست این؟ ۱

دل کز بتان بوالهوس آورده بودم باز پس
باری دگر دزدیده کس، بنگر که کار کیست این؟ ۲

هر دم به خاکی منزلم، هر دم غباری حاصلم
ای خاک بر فرق دلم، آخر غبار کیست این؟ ۳

گویند اگر آن خوش پسر آید، چه آری در نظر
در چشم من چندین گهر بهر نثار کیست این؟ ۴

اینک رسید آن کینه کش، جان در رکابش سینه وش
برکشتم دل کرده خوش، مردم شکار کیست این؟ ۵

گلگون انار انگیخته، گیسو کمند آویخته
دل خسته و خون ریخته، چابک سوار کیست این؟ ۶

بسته میانی در کمر چون ریسمانی و گهر
باری مرا نآمد ببر، تا در کنار کیست این؟ ۷

بر خسرو بیدل ز کین، اسپ جفا را کرده زین
گر ریزدش خون در زمین، در زینهار کیست این؟ ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۵۳۹ - هر مجلسی و ساقیی، من در خمار خویشتن
گوهر بعدی:شماره ۱۵۴۱ - آمد بهار، ای یار من، بشکفت گلها در چمن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.