خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد فراق و عشق ناکام مینالد. او از شبهای بیقراری، اشکهای بیپایان و جستوجوی بیفرجام معشوق میگوید. تصاویری مانند سوختن با شمع، افتادن در موج خون و مقایسه خود با نقطهای پیش از خط، عمق غم و اندوه او را نشان میدهد. در نهایت، آرزوی دیدار معشوق را دارد اما خود را محکوم به بدبختی میداند.
متن دارای مضامین عاشقانه پیچیده و احساسات عمیق است که درک آن به بلوغ عاطفی نیاز دارد. همچنین استفاده از استعارهها و تشبیهات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۳۱۷ - یک شب اگر من دور از آن گیسوی در هم اوفتم
یک شب اگر من دور از آن گیسوی در هم اوفتم
بالین سودا زیر سر بر بستر غم اوفتم ۱
چون در نگیرد سوز من با شمع رویش، دل ازان
رو سوی دیوار آورم، در شب به ماتم اوفتم ۲
دامن چو صبح از مهر او زینسان که در خون می کشم
هر لحظه در صد موج خون زین چشم پر نم اوفتم ۳
چون نقطه پیش خط نهد از خاک گندم گون رخش
زان دانه درد از بلا روزی چو آدم اوفتم ۴
هر سو به جست و جوی او چون آب می گردم روان
در پای آن سرو سهی هر جا که یابم، اوفتم ۵
با غمزه گو تا زان کمان تیری زند بر جان من
باشد به فتراک تو زان ابروی پر خم اوفتم ۶
خواهم چو خسرو یک شبی افتم بدان مه در دچار
بسیار می خواهم، ولی از بخت بد کم اوفتم ۷
بالین سودا زیر سر بر بستر غم اوفتم ۱
چون در نگیرد سوز من با شمع رویش، دل ازان
رو سوی دیوار آورم، در شب به ماتم اوفتم ۲
دامن چو صبح از مهر او زینسان که در خون می کشم
هر لحظه در صد موج خون زین چشم پر نم اوفتم ۳
چون نقطه پیش خط نهد از خاک گندم گون رخش
زان دانه درد از بلا روزی چو آدم اوفتم ۴
هر سو به جست و جوی او چون آب می گردم روان
در پای آن سرو سهی هر جا که یابم، اوفتم ۵
با غمزه گو تا زان کمان تیری زند بر جان من
باشد به فتراک تو زان ابروی پر خم اوفتم ۶
خواهم چو خسرو یک شبی افتم بدان مه در دچار
بسیار می خواهم، ولی از بخت بد کم اوفتم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۱۶ - خواهم دل خون گشته را از دست تو در خون کشم
گوهر بعدی:شماره ۱۳۱۸ - باز آمد آن وقتی که من از گریه در خون اوفتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.