خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن یک شعر عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و دلدادگی خود سخن میگوید. او از درد فراق و بیوفایی معشوق شکایت دارد و بیان میکند که چگونه دل و جانش را در راه عشق فدا کرده است. همچنین، در بخشی از شعر، گفتوگویی بین شاعر و معشوق درباره عشق و فداکاری مطرح میشود.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات نیاز به تفسیر و توضیح دارند که برای سنین پایین مناسب نیست.
شماره ۱۳۱۲ - از غمزه ناوک زن شدی، آماج گاهت دل کنم
از غمزه ناوک زن شدی، آماج گاهت دل کنم
هر روز جانی بایدم تا بر درت منزل کنم ۱
دل رفت و جان هم می رود، گویی که بی ما خوش بزی
گیرم که هر کس دل دهد، جان از کجا حاصل کنم؟ ۲
جو جو ببرم خوش را از تیغ بر خاک درت
تا خوشه مهرم دهد، تخم وفا در گل کنم ۳
حاصل مرا صبح طرب، دل عاشق شبهای غم
بد روز مادرزاد را از حیله چون مقبل کنم ۴
دی گفت صید جان کنم، گفتم «چه داری از عمل؟»
گفتا که «ترک کافرم، هر سو شکار دل کنم » ۵
گفتم که «خلق از دیدنت جان می دهد، باری بکش »
گفتا «نمی باید مرا چندان کسان بسمل کنم » ۶
گویند، خسرو، میل کن بر دیگران زان بی وفا
جان و دلم بردی، که را بر دیگران مایل کنم؟ ۷
هر روز جانی بایدم تا بر درت منزل کنم ۱
دل رفت و جان هم می رود، گویی که بی ما خوش بزی
گیرم که هر کس دل دهد، جان از کجا حاصل کنم؟ ۲
جو جو ببرم خوش را از تیغ بر خاک درت
تا خوشه مهرم دهد، تخم وفا در گل کنم ۳
حاصل مرا صبح طرب، دل عاشق شبهای غم
بد روز مادرزاد را از حیله چون مقبل کنم ۴
دی گفت صید جان کنم، گفتم «چه داری از عمل؟»
گفتا که «ترک کافرم، هر سو شکار دل کنم » ۵
گفتم که «خلق از دیدنت جان می دهد، باری بکش »
گفتا «نمی باید مرا چندان کسان بسمل کنم » ۶
گویند، خسرو، میل کن بر دیگران زان بی وفا
جان و دلم بردی، که را بر دیگران مایل کنم؟ ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۱۱ - اینک به کوی یار خود من بهر مردن می روم
گوهر بعدی:شماره ۱۳۱۳ - بسیار خواهم از نظر تا روی او یکسو کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.