خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن بالا یک شعر عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر از رها کردن زهد و روی آوردن به عشق و میگساری سخن میگوید. او از دیدار با دوست، اقرار به عشق، و رهایی از قیدوبندهای دنیوی صحبت میکند و در نهایت به دیوانگی عاشقانه و پذیرش مرگ با آغوش باز اشاره میکند.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، اشاره به میگساری و مفاهیم عمیق عرفانی نیاز به درک و بلوغ فکری بیشتری دارد.
شماره ۱۲۹۷ - امشب سوی دوست راه گیریم
امشب سوی دوست راه گیریم
می بر رخ همچو ماه گیریم ۱
دی زهد فروختیم بسیار
امروز ز می پناه گیریم ۲
اقرار به می کنیم و شاهد
بر خود همه را گواه گیریم ۳
زنار کمر، سبوی می تاج
ترک کمر و کلاه گیریم ۴
اکنون که قلم ز کار ما خاست
چون ترک خط سیاه گیریم؟ ۵
آن دوست که با صلاح کو شد
با دشمن کینه خواه گیریم ۶
نی جان زیادتی ست ما را
کان سلسله دوتاه گیریم ۷
بنمای رخ چو گل که ناله
چون بلبل صبحگاه گیریم ۸
می خواند اجل بر آستانت
بوسی بزنیم و راه گیریم ۹
دیوانه شدیم، خسرو، اکنون
آن سلسله چو شاه گیریم ۱۰
می بر رخ همچو ماه گیریم ۱
دی زهد فروختیم بسیار
امروز ز می پناه گیریم ۲
اقرار به می کنیم و شاهد
بر خود همه را گواه گیریم ۳
زنار کمر، سبوی می تاج
ترک کمر و کلاه گیریم ۴
اکنون که قلم ز کار ما خاست
چون ترک خط سیاه گیریم؟ ۵
آن دوست که با صلاح کو شد
با دشمن کینه خواه گیریم ۶
نی جان زیادتی ست ما را
کان سلسله دوتاه گیریم ۷
بنمای رخ چو گل که ناله
چون بلبل صبحگاه گیریم ۸
می خواند اجل بر آستانت
بوسی بزنیم و راه گیریم ۹
دیوانه شدیم، خسرو، اکنون
آن سلسله چو شاه گیریم ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۹۶ - نمی داند مه نامهربانم
گوهر بعدی:شماره ۱۲۹۸ - ما دلشدگان بیقراریم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.