خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از مولانا بیانگر اهمیت عشق و سوز درونی است. شاعر تاکید میکند که دل بدون عشق ارزشی ندارد و از عشق شکایت نمیکند، حتی اگر باعث رنج شود. او از معشوق و ویژگیهایش مانند زلف و جمالش یاد میکند و عشق خود را بیقید و شرط ابراز میدارد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای بهکار رفته ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۱۲۸۹ - دل بی عشق را من دل نگویم
دل بی عشق را من دل نگویم
تن بی سوز را جز گل نگویم ۱
شکایت ناورم از عشق بر عقل
جفای شحنه با عاقل نگویم ۲
الا، ای آب حیوان، پیش زلفت
ره ظلمات را مشکل نگویم ۳
بگیرم زلف تو فردا، ولیکن
چه زاید آن شب حامل، نگویم ۴
به اقطاع تو دل را خاص کردم
که جان را هم در آن داخل نگویم ۵
ز جانت نیک گویم تا توانم
وگر بد گویمت از دل نگویم ۶
بسوزم در غمت، وین راز با کس
فراقم گر کند بسمل، نگویم ۷
به خسرو گویم این غم کو اسیر است
وگر خود بینمش عاقل، نگویم ۸
تن بی سوز را جز گل نگویم ۱
شکایت ناورم از عشق بر عقل
جفای شحنه با عاقل نگویم ۲
الا، ای آب حیوان، پیش زلفت
ره ظلمات را مشکل نگویم ۳
بگیرم زلف تو فردا، ولیکن
چه زاید آن شب حامل، نگویم ۴
به اقطاع تو دل را خاص کردم
که جان را هم در آن داخل نگویم ۵
ز جانت نیک گویم تا توانم
وگر بد گویمت از دل نگویم ۶
بسوزم در غمت، وین راز با کس
فراقم گر کند بسمل، نگویم ۷
به خسرو گویم این غم کو اسیر است
وگر خود بینمش عاقل، نگویم ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۸۸ - پری رویی که من حیران اویم
گوهر بعدی:شماره ۱۲۹۰ - ز عشقت بیقرارم، با که گویم؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.