خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و شیدایی خود به معشوق میگوید و بیان میکند که در توصیف حال خود و یافتن جایگاهی در دل معشوق ناتوان است. او زیبایی معشوق را بینظیر و رفتار بیپروای او را بیهمتا میداند و در نهایت، عشق خود را به دیوانگی تشبیه میکند.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۱۲۴۴ - چو خواهم با تو حال خود بگویم، جا نمی یابم
چو خواهم با تو حال خود بگویم، جا نمی یابم
وگر پیدا کنم جای ترا، تنها نمی یابم ۱
به جان و دل ترا جویم، اگر ناگاه پیش آیی
ز شادی دست و پا گم می کنم خود را نمی یابم ۲
تعالی الله، چه گلزاری ست حسن عالم افروزت
که گل در باغ خوبی چون رخت زیبا نمی یابم ۳
ندارد هیچ پروایی به حال زار مسکینان
کسی را از بتان مثل تو بی پروا نمی یابم ۴
به کویت عاشقان مستند، اما در ره عشقت
بسان خسرو دیوانه شیدا نمی یابم ۵
وگر پیدا کنم جای ترا، تنها نمی یابم ۱
به جان و دل ترا جویم، اگر ناگاه پیش آیی
ز شادی دست و پا گم می کنم خود را نمی یابم ۲
تعالی الله، چه گلزاری ست حسن عالم افروزت
که گل در باغ خوبی چون رخت زیبا نمی یابم ۳
ندارد هیچ پروایی به حال زار مسکینان
کسی را از بتان مثل تو بی پروا نمی یابم ۴
به کویت عاشقان مستند، اما در ره عشقت
بسان خسرو دیوانه شیدا نمی یابم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۴۳ - تویی در پیش من یا خود مه و پروین نمی دانم
گوهر بعدی:شماره ۱۲۴۵ - همیشه در فراقت با دل افگار می گریم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.