خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از تشبیهات و استعاره‌های زیبا برای بیان احساسات شاعر استفاده می‌کند. در آن از عناصری مانند باد، زلف، زنجیر، خاک، گوهر، و پروانه برای توصیف عشق و درد فراق استفاده شده است. شاعر از جور معشوق و پشیمانی احتمالی او سخن می‌گوید و همچنین به مفاهیمی مانند جان، مردم‌کشی، و آب حیات اشاره می‌کند. در نهایت، شاعر از وضعیت خود و دیگران در برابر این عشق سخن می‌گوید.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و تشبیهات نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارند.

مشاهده کامل

شماره ۱۱۹۹ - زلفت که باد از هر طرف گه گه پریشان داردش

زلفت که باد از هر طرف گه گه پریشان داردش
هر مو که برباید ازو زنجیر صد جان داردش ۱

جوری که هر دم می کند، گر مردمی باشد درو
آخر ز چندان کرده ها وقتی پشیمان داردش ۲

خاکی که از کویت برم، در دیده پنهانش کنم
مفلس که یابد گوهری ناچار پنهان داردش ۳

گفتار تو کاید برون از جان و در جان در رود
مردم کش است از چه لبت، گر آب حیوان داردش ۴

دور از من آن کو دور شد از چون تویی نزدیک من
تلخ است عیشش در فلک در شکرستان داردش ۵

پروانه ای کش ناگهان شمعی به مهمان در رسد
خود را مگر بریان کند، دیگر چه مهمان داردش؟ ۶

بیچاره خسرو را گهی هوش همی باشد، ولی
هوشی که از مردم برد گو تا به سامان داردش ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۱۹۸ - دل من دست بازی می کند هر لحظه با مویش
گوهر بعدی:شماره ۱۲۰۰ - گه گه نظری باز مدار از من درویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.