خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از معشوق خود میخواهد که با رفتارهای ناخوشایند مانند کشیدن عنان، بیاعتنایی، استفاده از خنجر غمزه و حکمرانی بر دلش، او را نیازارد. او از معشوق میخواهد که با مهر و محبت رفتار کند و از آزار دادن او بپرهیزد.
این شعر دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههایی مانند 'خنجر غمزه' و 'کشتن از قربان کمان' نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۱۹۳ - سوار من از من عنان در مکش
سوار من از من عنان در مکش
یک امروز از گفت من سر مکش ۱
ز دل نقش ابروی خود برمگیر
به کشتن ز قربان کمان برمکش ۲
اگر خنجر غمزه بهر سزاست
سر اینک فدای تو، خنجر مکش ۳
چو سلطان شدی بر دلم خط میار
ولایت به فرمانست، لشکر مکش ۴
مژه تیز بر جان خسرو مزن
چنان تیر بر صید لاغر مکش ۵
یک امروز از گفت من سر مکش ۱
ز دل نقش ابروی خود برمگیر
به کشتن ز قربان کمان برمکش ۲
اگر خنجر غمزه بهر سزاست
سر اینک فدای تو، خنجر مکش ۳
چو سلطان شدی بر دلم خط میار
ولایت به فرمانست، لشکر مکش ۴
مژه تیز بر جان خسرو مزن
چنان تیر بر صید لاغر مکش ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۹۲ - لب نگر وان دهان خندانش
گوهر بعدی:شماره ۱۱۹۴ - آن چشم سخنگو نگر و آن لب خاموش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.