خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ، به موضوعاتی مانند عشق، رهایی از غم و محنت، اهمیت پاکی درون و بیاعتنایی به ظواهر دنیوی میپردازد. شاعر از بزم طرب، بادهنوشی و وصال یار سخن میگوید و بر این نکته تأکید دارد که پاکی درون مهمتر از ظواهر است. همچنین، اشارهای به ناپایداری دنیا و وسواسهای بیثمر دارد.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، اشاره به بادهنوشی و مفاهیم عمیق عشق و رهایی نیازمند درک و بلوغ فکری است.
شماره ۱۱۳۸ - بیا که بزم طرب را چمن نهاد اساس
بیا که بزم طرب را چمن نهاد اساس
بیا که باد صبا گشت عیسوی انفاس ۱
بنوش باده گلگون به طرف باغ که من
ز پا فتاده ام از دست محنت افلاس ۲
چه حکمت است ندانم که ساقی گردون
مدام خون جگر می دهد مرا از کاس ۳
کسی ز چهره مقصود خود نیافت نشان
ازان زمان که نهادند سرنگون این کاس ۴
به راه کعبه که از هر طرف کمین گاهی ست
اگر ز خویش گذشتی، قدم منه به هراس ۵
کسی به دلق مرقع، کجا شود درویش؟
چو سینه صاف نباشد، چه سود ترک لباس؟ ۶
درون چو پاک شود از کدورت اغیار
تو خواه جامه اطلس بپوش، خواه پلاس ۷
حدیث دوزخ و جنت دگر مگو خسرو
وصال یار طلب کن، گذر ازین وسواس ۸
بیا که باد صبا گشت عیسوی انفاس ۱
بنوش باده گلگون به طرف باغ که من
ز پا فتاده ام از دست محنت افلاس ۲
چه حکمت است ندانم که ساقی گردون
مدام خون جگر می دهد مرا از کاس ۳
کسی ز چهره مقصود خود نیافت نشان
ازان زمان که نهادند سرنگون این کاس ۴
به راه کعبه که از هر طرف کمین گاهی ست
اگر ز خویش گذشتی، قدم منه به هراس ۵
کسی به دلق مرقع، کجا شود درویش؟
چو سینه صاف نباشد، چه سود ترک لباس؟ ۶
درون چو پاک شود از کدورت اغیار
تو خواه جامه اطلس بپوش، خواه پلاس ۷
حدیث دوزخ و جنت دگر مگو خسرو
وصال یار طلب کن، گذر ازین وسواس ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۳۷ - کار دلم از دست شد، ای دلربا، فریادرس
گوهر بعدی:شماره ۱۱۳۹ - خرابی من از آن چشم پر خماری پرس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.