خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و درد فراق سخن میگوید و از معشوق و طبیب مهربان درخواست کمک میکند. او با وجود رنجهای عشق، هنوز به معشوق وفادار است و از دشمنان و سخنان آنان شکایت دارد. همچنین، شاعر به زندگی بدون معشوق همچون مرگی مینگرد و از هویت و اعتقادات خود دفاع میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و اشارات عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۱۱۳۵ - بر جمالت همچنان من عاشق زارم هنوز
بر جمالت همچنان من عاشق زارم هنوز
ناله ای کز سوز عشقت داشتم دارم هنوز ۱
ای طبیب مهربان، چون رنجه فرمودی قدم
از سر بالین من مگذر که بیمارم هنوز ۲
ای به قول دشمنان کوشیده در آزار من
دوستم، با من مشو دشمن که من یارم هنوز ۳
مرده ام بی یار و پندارم که دارم زندگی
جان من رفته ست و من با خود نمی آرم هنوز ۴
خلق گویندم که خسرو، جامه شیخی بپوش
چون بپوشم، کز میان نگشوده زنارم هنوز ۵
ناله ای کز سوز عشقت داشتم دارم هنوز ۱
ای طبیب مهربان، چون رنجه فرمودی قدم
از سر بالین من مگذر که بیمارم هنوز ۲
ای به قول دشمنان کوشیده در آزار من
دوستم، با من مشو دشمن که من یارم هنوز ۳
مرده ام بی یار و پندارم که دارم زندگی
جان من رفته ست و من با خود نمی آرم هنوز ۴
خلق گویندم که خسرو، جامه شیخی بپوش
چون بپوشم، کز میان نگشوده زنارم هنوز ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۳۴ - یا مرا قربانی آن چشم شوخ و شنگ ساز
گوهر بعدی:شماره ۱۱۳۶ - با پسته میگون تو شکر چه کند کس؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.