متن بالا یک شعر غنایی است که به توصیف بهار و طبیعت میپردازد. در این شعر، عناصر طبیعی مانند باد نوروزی، گلها، غنچهها، ابر و چرخ گردان به تصویر کشیده شدهاند. شاعر از زیباییهای طبیعت و تغییرات فصل بهار سخن میگوید و با استفاده از استعاره و تشبیه، صحنههای زیبایی را خلق میکند. همچنین، در پایان شعر، شاعر به مدح و ستایش یک شخصیت (شهنشاه جهان) میپردازد.
این شعر دارای مفاهیم شاعرانه و استعاری است که ممکن است برای کودکان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از واژگان و ترکیبات ادبی ممکن است برای نوجوانان و بزرگسالان جذابتر و قابل فهمتر باشد.
شماره ۱۱۳۲ - باد نوروز آمد و درهای بستان کرده باز
گل جهانی را به روی خویش خندان کرده باز ۱
غنچه بهر صد درم گل را به زندان کرده بود
زر بداد آن گه صبا و قفل زندان کرده باز ۲
در عرق شد غنچه از گرما و تنگ آمد ز خویش
باد خوش می آید، از گرما گریبان کرده باز ۳
چرخ گردان بهر ما را ساخت از گل کوزه ها
ابر آن گه کوزه ها بر آب حیوان کرده باز ۴
بالش سلطان گل در بارجای شاخ بین
کو ز بهر بار دادن چتر سلطان کرده باز ۵
چند سوزی زلف سنبل، بینی، ای نرگس، ترا
آرزوی دیدن خواب پریشان کرده باز ۶
یارب، این ابر است در صحن چمن گوهر افشان؟
یا شهنشاه جهان دست زر افشان کرده باز ۷
تا ز خسرو دست گیری یافت در مدحش قلم
از سخن گفتن زبان بر در عمان کرده باز ۸
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.