خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق و فراق سخن میگوید، با تصاویری از غم، غزلسرایی، و توصیف حالات عاشقانه. شاعر از بازگشت خیال دوست و هوای عشق میگوید و از غمزههای معشوق که صبرش را بر باد داده یاد میکند. همچنین، از رهایی ناقص و بازگشت به اسارت عشق سخن میراند.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی پیچیده است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و صنایع ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۱۱۲۸ - خیال دوست به چشم من اندر آمد باز
خیال دوست به چشم من اندر آمد باز
هوای عشق دگر باره در سر آمد باز ۱
کشیده غمزه او لشکر و ولایت صبر
خراب کرد که غوغای کافر آمد باز ۲
سبک سوار من از کوی فتنه سر بر کرد
فغان به شهر، تظلم به داور آمد باز ۳
کبوتری بدم از چنگ باز رسته، دریغ
که چنگ باز به پای کبوتر آمد باز ۴
جز آب دیده نشوید غبار سینه، کنون
که خیل غمزه به صحرای دل در آمد باز ۵
بسوز خسرو اگر بخت سایه ات نکند
که آفتاب حوادث برابر آمد باز ۶
هوای عشق دگر باره در سر آمد باز ۱
کشیده غمزه او لشکر و ولایت صبر
خراب کرد که غوغای کافر آمد باز ۲
سبک سوار من از کوی فتنه سر بر کرد
فغان به شهر، تظلم به داور آمد باز ۳
کبوتری بدم از چنگ باز رسته، دریغ
که چنگ باز به پای کبوتر آمد باز ۴
جز آب دیده نشوید غبار سینه، کنون
که خیل غمزه به صحرای دل در آمد باز ۵
بسوز خسرو اگر بخت سایه ات نکند
که آفتاب حوادث برابر آمد باز ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۲۷ - کجا بود من مدهوش را حضور نماز!
گوهر بعدی:شماره ۱۱۲۹ - دمید صبح مبارک طلوع، ساقی، خیز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.